تمامي مطالب موجود در اين سامانه از وب سايت هاي ديگر و بدون دخالت انساني جمع آوري شده , لذا تمام مسئوليت آنها بر عهده وب سايت منبع ميباشد. مطالب مغاير با قوانين جمهوري اسلامي ايران را از طريق بخش تماس با ما به ما اعلام کنيد.


تازه ترین مطالب
تبلیغات


سیب زعفرون  

شبا هست که آمپول‌میززنم خوابم نمیبره ها!
امشب مکه امپول زدم این مادر محترمه هی منو صدا میزنه‌با صدای بلند میگه خوابی؟
واااای ...ساعت ۴ و نیم منو از خواب ییدار کرده بهم‌سیب و زعفرون میده:-/
الان یک‌ساعته خوابم نمیگیره
اخه چرا اینجوری میکنی تروخدا مامان:-((((((((((
 

ادامه مطلب  

سیب زعفرون  

شبا هست که آمپول‌میززنم خوابم نمیبره ها!
امشب مکه امپول زدم این مادر محترمه هی منو صدا میزنه‌با صدای بلند میگه خوابی؟
واااای ...ساعت ۴ و نیم منو از خواب ییدار کرده بهم‌سیب و زعفرون میده:-/
الان یک‌ساعته خوابم نمیگیره
اخه چرا اینجوری میکنی تروخدا مامان:-((((((((((
 

ادامه مطلب  

کتاب خاطرات  

دوباره باز می کنم 
کتاب خاطرات را
در آن نگاه می کنم
قامت راست راست را
زرفتنش دگر شکست
کمر نگو که پست را
چه بود بین ما نگفت
بجز علاقه ای به دل
وگفتگو به گوش جان
ولی فراق آمدو
شده دلم تمام تی
خداخدا کنم که او
دوباره مال من شود
دوباره عاشقم شود
دوباره همدمم شود

ادامه مطلب  

خاطره آناهید جون  

سلام.دوستان عزیزم از اینکه وقت با ارزش خودتونو میزارین و خاطرات منو میخونین متشکرم.من خاطرات همه شما ها رو خوندم.نظرم گذاشتم.نظر خوب.چون هیچ خاطره ای نبود که خوب نباشه.فقط بعضی دوستان کوتاه میگن لطف کنید با جزیات بگید.ممنون.خب نمیدونم خاطره قبلیمنو خوندین یا نه اگه نه حتما بخونین چون این خاطره قبل از اون اتفاق افتاده و پشت سر هم بود.خب بریم سر خاطره

ادامه مطلب  

خاطره آناهید جون  

سلام.دوستان عزیزم از اینکه وقت با ارزش خودتونو میزارین و خاطرات منو میخونین متشکرم.من خاطرات همه شما ها رو خوندم.نظرم گذاشتم.نظر خوب.چون هیچ خاطره ای نبود که خوب نباشه.فقط بعضی دوستان کوتاه میگن لطف کنید با جزیات بگید.ممنون.خب نمیدونم خاطره قبلیمنو خوندین یا نه اگه نه حتما بخونین چون این خاطره قبل از اون اتفاق افتاده و پشت سر هم بود.خب بریم سر خاطره

ادامه مطلب  

پنجشنبه ها ...  

پنج شنبه ها حس و حال عجیبی دارندخاطرات یك هفته بر دوش هایشان سنگینی می كند...نه نای برگشتن دارندونه پای جمعه شدن!!كاش می شد از روی جمعه های لعنتی این روزها گذشتكاش می شد رفت و خاطرات تو را ندید...كاش می شد چشم ها را بست و غروب پنج شنبه ها را كشت كه دلهره ی جمعه های غم زده را به جان بیچاره ام نندازند...كاش هیچوقت پنج شنبه ها دلیل آمدن جمعه ..

ادامه مطلب  

یاد تو همیشه اینجاس،  

چی‌ می‌شد اگه آدما به جای راه رفتن، پرواز می‌کردن؟ یا اصلا آبزی بودن و محل رفت و آمدشون، دریا واقیانوس بود. شاید اینجوری مجبور نبودن با هر قدمی که بر‌می‌دارن، یاد خاطرات لعنتی‌شون بیفتن. اونوقت سنگ‌فرش هیچ کوچه‌ای، درخت هیچ خیابونی، غروب هیچ جاده‌ای، آدما رو از پا در نمی‌آورد. بنظرم کوچه، خیابون، جاده، اینا بدترین دستاوردهای بشر هستن.
این حافظه‌ی بلند مدت، انقدر سادیسم داره که اگه بعد از صدسال از یه خیابون بگذری، قدم به قدم خاطرات ک

ادامه مطلب  

یاد تو همیشه اینجاس،  

چی‌ می‌شد اگه آدما به جای راه رفتن، پرواز می‌کردن؟ یا اصلا آبزی بودن و محل رفت و آمدشون، دریا واقیانوس بود. شاید اینجوری مجبور نبودن با هر قدمی که بر‌می‌دارن، یاد خاطرات لعنتی‌شون بیفتن. اونوقت سنگ‌فرش هیچ کوچه‌ای، درخت هیچ خیابونی، غروب هیچ جاده‌ای، آدما رو از پا در نمی‌آورد. بنظرم کوچه، خیابون، جاده، اینا بدترین دستاوردهای بشر هستن.
این حافظه‌ی بلند مدت، انقدر سادیسم داره که اگه بعد از صدسال از یه خیابون بگذری، قدم به قدم خاطرات ک

ادامه مطلب  

خاطرات  

امروز توی بایگانی اتاقم
لابلای برگه ها چند تا دست نوشته پیدا کردم
تاریخ ها بر میگشت به 
سال های 78 79 
بعضی ها دست نوشته خودم بود و بعضی 
دست نوشته دوستانم
برای خودم عجیب بود مطالعه اونها
چقد حیف که ما خاطرات و اتفاقات روزانه
حتی هفتگی خودمون ررو
حتی رخداد های مهم روزگارمون رو نمی نویسیم
تورو خدا بنویسید
چندین سال بعد
اونقد شما رو 
متحول میکنه که حد نداره
شاید باورتون نشه اما
زندگی دوباری شروع میشه
زمانی رسم بود بین دانش اموزان
در آخر هر سال ت

ادامه مطلب  

تغییر خاطرات بد با ان ال پی  

تغییر خاطرات بد با ان ال پی

ادامه مطلب  

خاطرات خون آشام  

این هم یک مجموعه دیگه در قالب وحشت و خون اشامی که این همه طرفدار داره . این مجموعه به همراه چندتا مجموعه دیگه که بعدا میزارم از نویسنده معروف در این سبک خانم ال جی اسمیت هست.این مجموعه در مورد دختری دبیرستانی....
بقیه در ادامه مطلب!!!

ادامه مطلب  

خاطرات خون آشام  

این هم یک مجموعه دیگه در قالب وحشت و خون اشامی که این همه طرفدار داره . این مجموعه به همراه چندتا مجموعه دیگه که بعدا میزارم از نویسنده معروف در این سبک خانم ال جی اسمیت هست.این مجموعه در مورد دختری دبیرستانی....
بقیه در ادامه مطلب!!!

ادامه مطلب  

خاطرات  

خاطرات را که زیرو رو میکنم , هیچ نمی یابم جز :
سکوت 
دعای رفتن 
بوی خون 
قهوه و سیگار
اینه ها 
یادشان بخیر اینه هایم را 
یکی خود را نشانم میداد همانی را گوشه ی اتاق زیر قالی گذاشته بودمش
دیگری فرداهایم را نشانم میداد . همانی را که نیت خریدنش را داشتم اما قسمتش را نه 
دیگری مرا در گذشته ام غرق میکرد , همانی را که وارونه به اتاقم کوبیده بودمش , و هیچ نشانم نمیداد 
ان یکی که مرا زیباتر از همه نشانم میداد را در طاقچه ی خانه ی مادر بزرگم جا گذاشتمش تا ک

ادامه مطلب  

خاطرات  

خاطرات را که زیرو رو میکنم , هیچ نمی یابم جز :
سکوت 
دعای رفتن 
بوی خون 
قهوه و سیگار
اینه ها 
یادشان بخیر اینه هایم را 
یکی خود را نشانم میداد همانی را گوشه ی اتاق زیر قالی گذاشته بودمش
دیگری فرداهایم را نشانم میداد . همانی را که نیت خریدنش را داشتم اما قسمتش را نه 
دیگری مرا در گذشته ام غرق میکرد , همانی را که وارونه به اتاقم کوبیده بودمش , و هیچ نشانم نمیداد 
ان یکی که مرا زیباتر از همه نشانم میداد را در طاقچه ی خانه ی مادر بزرگم جا گذاشتمش تا ک

ادامه مطلب  

برگی از خاطرات شهید همت  

مختصر و مفید؛ برگی از خاطرات شهید همت
پدر بزرگوارشهید همت درباره‌ نماز پسرش چنین می‌گوید: محمد از سن 10 سالگی تا لحظه شهادت در تمام فراز و نشیب‌های سیاسی و نظامی، هیچ‌گاه نمازش ترک نشد.
روزی از یک سفر طولانی و خسته کننده به منزل بازگشت. پس از مدتی استراحت کوتاه، شب فرا رسید.
ابراهیم آن شب را با همه خستگی‌هایش تا پگاه، به نماز و نیایش ایستاد و وقتی مادرش او را به استراحت سفارش نمود، گفت: مادر! حال عجیبی داشتم، ای کاش به سراغم نمی‌آمدی و آن حال

ادامه مطلب  

بابا لنگ دراز  

امروز به محض ورودم تو کتابخونه به بابالنگ دراز گفتم سمت میز من نیا
و مثل یه دختر خانوم کامل درسمو خوندم
:-)
نمیدونین روزایی که میتونم درس بخونم چقدر لذت میبرم
بخدا امشب که تونستم درس بخونم حس میکنم خوشبخت ترین دختر دنیام؛-)
چون حس میکنم مفید بودم
_________
تو کتابخونه یه دختری بود دانشجو پزشکی بود
یعنی بچه ها رسما دهنشو سرویس کردنا
:-/ بدبختو
______
امشب امپولمو رفتم کلینیک زدم
خوووب بود:-)چون درد نداره...خیلی هم خوبه که خودم به خودم امپول نمیزنم:-(
دادا

ادامه مطلب  

بابا لنگ دراز  

امروز به محض ورودم تو کتابخونه به بابالنگ دراز گفتم سمت میز من نیا
و مثل یه دختر خانوم کامل درسمو خوندم
:-)
نمیدونین روزایی که میتونم درس بخونم چقدر لذت میبرم
بخدا امشب که تونستم درس بخونم حس میکنم خوشبخت ترین دختر دنیام؛-)
چون حس میکنم مفید بودم
_________
تو کتابخونه یه دختری بود دانشجو پزشکی بود
یعنی بچه ها رسما دهنشو سرویس کردنا
:-/ بدبختو
______
امشب امپولمو رفتم کلینیک زدم
خوووب بود:-)چون درد نداره...خیلی هم خوبه که خودم به خودم امپول نمیزنم:-(
دادا

ادامه مطلب  

دلِ دیوار، دیدار، یار  

حالا مثلا زمانش گذشته و رفته است یک‌جایی توی سر آدم، خیلی قشنگ و شسته‌رُفته ایستاده یک‌گوشه و تکیه داده به شانه‌ی باقی خاطرات، خاطرات این‌سال‌ها، که یادآوری‌شان بعضاً عطر و طعم آه و ناله و ماتم دارد با خودش. اما این یکی فرق دارد. مثل این کتاب‌های قطع رُقعی که وقتی می‌گذارندشان توی کتاب‌خانه، لابه‌لای کتاب‌ها، از هر جا که چشم بگردانی و نظر کنی به قفسه‌ی کتاب‌ها، انگار تو را بخواند و صدایت بزند، انگار بگوید بیا مرا بردار، بیا یک نگاه

ادامه مطلب  

 

نمیدونم چه حكمتی توشه! هرچی بیشتر میبینمت باز دلم برات بیشتر از قبل تنگ میشه! دلم هواتو كرده امشب ، یه جور خاص ، خیلی زیاد...
فردا قراره ببینمت
دلم تنگ شده
حرفم نمیاد ...
پ.ن: ٢ ماهه كه سر نزدی به اینجا، اینجا محل خاطرات خوب و بد با هم بودنمونه ، از یاد نبرش ... حیفه ... اینجا ام مثل من تورو دوست داره❤
"علی"
 

ادامه مطلب  

دختر جسی  

 
این قضیه ی تداعی یه خاطره در اثر دیدن یک اثر شنیداری یا دیداری و میزان کششی که در اثر اون بوجود میاد و ما رو وادار میکنه آهنگی رو یا فیلمی رو یا حتی یک رنگی رو دوست داشته باشیم یا نداشته باشیم یا حتی بدمون بیاد یکجوریه.
منظورم اینه شما به این فکر نمی کنید که چقدر قضاوت های ما ناخالصه؟ این ما نیستیم که از فلان آهنگ خوشمون میاد یا از فلان سطر بدش میاد این خاطرات ماست که در یک رشته ی طولانی و قدیمی عتیقه در ذهنمون هست و عالمان امروزی بهش دانش قبلی

ادامه مطلب  

از خاطرات دوران مکتب ( نون پنجشنبه گی )  

از خاطرات دوران مکتب ( نون پنجشنبه گی )
 
یکی از مزایای مکاتب قدیمی این بود که ملا ها راه اندازی و آموزش قرآن به بچه ها را از جمله تکالیف آخوندی خود می دانستند و بیشتر از هر چیز چشم به رضای حق و بهره مندی از فیوضات الهی و دعای خیر والدین داشتند. اما در مقابل والدین کودکان هم این زحمت و محبت ملا را از چشم دور نداشتند و به بهانه های مختلف ملا را مورد تفقد و محبت قرار می دادند .
یکی از این راه ها "نون پنجشنبه گی" بود بدین صورت که والدینی که کودکی در مکت

ادامه مطلب  

از خاطرات دوران مکتب ( نون پنجشنبه گی )  

از خاطرات دوران مکتب ( نون پنجشنبه گی )
 
یکی از مزایای مکاتب قدیمی این بود که ملا ها راه اندازی و آموزش قرآن به بچه ها را از جمله تکالیف آخوندی خود می دانستند و بیشتر از هر چیز چشم به رضای حق و بهره مندی از فیوضات الهی و دعای خیر والدین داشتند. اما در مقابل والدین کودکان هم این زحمت و محبت ملا را از چشم دور نداشتند و به بهانه های مختلف ملا را مورد تفقد و محبت قرار می دادند .
یکی از این راه ها "نون پنجشنبه گی" بود بدین صورت که والدینی که کودکی در مکت

ادامه مطلب  

کیش  

 
نمیدونم چرا چند وقته دلم بد جوری هوای کیش کرده
خیـــــــــــــــــــــــــــــلی زیاد
دوست دارم برم توی پاساژاش قدم بزن و آهنگ های ابراهیم تاتلیس پخش بشه
مثل نوجونی هام 
وای که چقد دلم هوای اون فضا رو کرده
صدای آهنگ های ترکی
روح نواز هوای دل انگیز
یعنی میشه 
دوست دارم خاطرات کودکی و نوجونیم دوباره تکرار بشه
از نظر ذهنی
 

ادامه مطلب  

 

امشب وقتمو تلف کردم. از غروب تا حالا
تو فکر اون رفتم و دلم براش تنگ شد
یاد خاطرات افتادم
بعد برا اینکه گریه نکنم و یهو نزنه به سرم برم بهش پیام بدم خیالبافی کردم، از اینکه بعدها همو میبینیم باز
هی روزگار
هنوز حس هیچ کاری ندارم
آخه چرا دلتنگی اینقده سخته
خدایا، من بدترین موجودی که خلق کرد، تنبلترین، ناسپاس ترین و هر ترین بد دیگه ک هست
قبول دارم چقدر بدم
و قبول دارم تو چقدر خوبی و جز تو پناهی ندارم
خودت این حاجتم رو برآورده کن

ادامه مطلب  

نکات موفقیت امیز  

⭕️15 نکته برای بالا بردن اعتماد به‌ نفس
1. یادخداآرام بخش قلبهاست.یادخدا باشید.2. ورزش کنید.3. با یک ترس روبه‌رو شوید.4. چیزی نو خلق کنید.5. از محیطتان استفاده کنید.6. ذهنتان را از خاطرات مثبت پُر کنید.7. به آینده مثبت فکر کنید.8. درک کنید که گذشته مساوی حال نیست.9. با خودتان مهربان باشید.10. مهارت‌های اجتماعیتان را تقویت کنید.11. اطرافیانتان را از افراد مثبت‌اندیش انتخاب کنید.12. مثبت بیندیشید.13. خودتان را با خودتان مقایسه کنید، نه با دیگران.14. شکست را

ادامه مطلب  

 

عروسک شکستنی مال منینگو که فکر رفتنی نگو که خسته از منینگو می خوای دل بکنی بری دلم رو می شکنیبا رفتنت کتاب خاطرات خوب عمرموعزیز من می بری آتیش می زنینازکه مثل گل تنتمثل بلوره گردنتکاری نکن بشکنمتگذشته رو یادت بیارکه در دلم به یادگارنشوندمت کشیدمت به قصه ها کشوندمتچشماتو روی هم نذار ببین که من دیوونه واربه جون و دل خریدمت همیشگی ترین مناُمید آخرین من گرون بدست آوردمتنازکه مثل گل تنتمثل بلوره گردنتکاری نکن بشکنمت

ادامه مطلب  

پلاسکوی لعنتی  

این چند روز حالم اصلا خوب نیست . نمی دونم چطوریه یه سریا انقدر راحت می خندن . انقدر راحت خاطرات شادشون رو با هم شر میکنن  . روزهاشون رو به شب می رسونن ؟ چطوریه که من نتونستم بعد گذشته این چند روز هنوز با یاداوری اون تصاویر شوم اشک تو چشمام جمع نشه . چطوریه که من با دیدن لبخند گذرای آقای ملکی بابت تولد یکسالگی فرزندش تا ساعتها اشک میریزم . چطوریه که من انقدر سخت هنوز با این ماجرا کنار نیومدم ؟ با اینکه هیچ کدوم از این افراد رو نمی شناختم ولی بزرگی

ادامه مطلب  

افکار  

اتاق رو خالی کردم تا خلوت بشه و بتونم یکم فکر کنم، سر و صدای بیرون دیوونم میکنه، سر و صدای بیرون که جای خود داره، کوچیکترین صدایی از هر چیزی مثل اینه که با پتک بکوبی روی سرم. تازگیا که صدای خودمم که همیشه باعث التیام خاطرم بود و برام مثل صدای مسیح توی داستان دن کامیلو موجب راهنماییم بود، شده خوره و اوفتاده به جونم، دوست دارم همش هدست توی گوشم باشه ولی خب صدای هدست هم بالاخره اعصاب خوردی خودش رو داره، کلا دارم از موضوع فکر کردن و خالی کردن اتاق

ادامه مطلب  

یار مهربان من!  

وقتی سرم را توی کتاب میبرم...این روزها راحت تر میگذرند!
آرامتر میشوم و بیشتر احساس میکنم که بخودم مشغولم و حواسم کمتر به جهان بیرونم پرت میشود.
یک موقعی از خواندن رمان متنفر بودم.فکر میکردم نشانه سبک مغزی ست اما این روزها تنها راه خوب و شدنیه گذر ساعتها و ارامتر شدن،و به جنون نرسیدن از فکرهای بیخودی زیاد...همین کتاب داستانها هستند.
خاطرات یک گیشا انتخاب خوبی بود.به حال و احوال این روزهای دلم خیلی نزدیک است.
خدا را شکر که راهی برای ارامتر شدن رو

ادامه مطلب  

پیام رهبر معظم انقلاب درباره رشادت های آتش نشانان در حادثه پلاسکو:  

این شهیدان، یک بار دیگر خاطرات فداکاریهای دوران دفاع مقدس را زنده کردند/همه ملت ایران به این عزم و شهامت برخاسته از ایمان ببالند
حضرت آیت الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی در پیامی از  فداکاری با شکوه و مظلومانه آتش‌نشانان مؤمن و با اخلاص در حادثه پلاسکو را قدردانی کردند.؛ حضرت آیت الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی در پیامی با بزرگداشت فداکاری با شکوه و مظلومانه آتش‌نشانان مؤمن و با اخلاص در حادثه پلاسکو و با تشکر از همه دستگاه

ادامه مطلب  

پیام رهبر معظم انقلاب درباره رشادت های آتش نشانان در حادثه پلاسکو:  

این شهیدان، یک بار دیگر خاطرات فداکاریهای دوران دفاع مقدس را زنده کردند/همه ملت ایران به این عزم و شهامت برخاسته از ایمان ببالند
حضرت آیت الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی در پیامی از  فداکاری با شکوه و مظلومانه آتش‌نشانان مؤمن و با اخلاص در حادثه پلاسکو را قدردانی کردند.؛ حضرت آیت الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی در پیامی با بزرگداشت فداکاری با شکوه و مظلومانه آتش‌نشانان مؤمن و با اخلاص در حادثه پلاسکو و با تشکر از همه دستگاه

ادامه مطلب  

بی خوابی....  

چرا دادم نصف شب مینویسم نمیدونم .... کاش این دی ماه زودتر تموم شه هیچوقت خاطرات خوبی ندارم از دی ماه در عوض عاشق پاییزم و بهمن ماه و اسفند .... از فروردین و اردیبهشت هم زیاد خوشم نمیاد چون همیشه الژی اذیتم مکنه ولی عاشق  تیر و مرداد و خرداد و شهریورم .....
بیشتر اتفاقات بد زندگیم تو دی افتاده مثل مرگ خیلی از عزیزام ....
هوا این روزها بدترین و سردترین هاشو نشون میده یجورایی که دلت نمخواد بری بیرون ..... هوا اینروزها عجیب سوزناکه ..... میسوزنندت .... این روزه

ادامه مطلب  

693 .  

بسم الله القدیم :)
گذشته های گذشته ... 
خانم نوروزی دبیر هندسه / حسابان (؟ ) سال دوم دبیرستان .. خانم سفید پوستِ توو دل برویِ خوش زبون .. گاهی شعر مینوشتن پای تختهُ ازمون میخواستن راجع بهش فکنیمُ حرف بزنیم .. بعدا هر جای راه که میموندم ، مرور شعرای به یادگار مونده محکمم میکرد :)
خیلی سال گذشت حالاها بین تموم معلما ـُ دبیرای فراموش شده ، لابلای خاطرات رفتهُ دور شده ، یه نفر هنوزززززززز لبخند می زنهُ نفسِ گرمش ، دلمُ قیلی ویلی میدهُ کاممُ شهد میکنه .. ت

ادامه مطلب  

یاد گرفتم  

 تو نگران نشو…!!!!امشب همه چیز رو به راه استهمه چیز …….. باورت می شود ؟دیگه یاد گرفته ام شبها بخوابم ” با یاد تو ”…تو نگرانم نشو!…همه چیز را یاد گرفته امراه رفتن در این دنیا را هم بدون تو یاد گرفته امیاد گرفته ام که چگونه بی صدا بگریم!یاد گرفته ام که هق هق گریه هایم را با بالشم ..بی صدا کنم!یاد گرفته ام چگونه با تو باشم بی آنکه تو باشییاد گرفته ام ….نفس بکشم بدون تو……و به یاد تویاد گرفته ام که چگونه نبودنت را با رویای با تو بودنو جای خالی ات را

ادامه مطلب  

یاد گرفتم  

 تو نگران نشو…!!!!امشب همه چیز رو به راه استهمه چیز …….. باورت می شود ؟دیگه یاد گرفته ام شبها بخوابم ” با یاد تو ”…تو نگرانم نشو!…همه چیز را یاد گرفته امراه رفتن در این دنیا را هم بدون تو یاد گرفته امیاد گرفته ام که چگونه بی صدا بگریم!یاد گرفته ام که هق هق گریه هایم را با بالشم ..بی صدا کنم!یاد گرفته ام چگونه با تو باشم بی آنکه تو باشییاد گرفته ام ….نفس بکشم بدون تو……و به یاد تویاد گرفته ام که چگونه نبودنت را با رویای با تو بودنو جای خالی ات را

ادامه مطلب  

 

خب درست همونموقع ک فک میکنی از گذشته جدا شدی و همه چی داره نرمال میشه
یهو ی صحنه هایی از ادمها..تاکید میکنم ادمهای گذشته تو ذهنت دست تکون میدن 
و اونقد بی انصافن ک یا بهترین خاطرات یا بدترینشون و همونایی ک تا یادت میفته دلت میریزه رو واسه یاداوری 
انتخاب میکنن
من همشونو بخشیدم...شایدم اسمشو نباید بخشش گذاشت...من همشونو رها کردم اونم فقد ب خاطر خودم
من لایق اینم ک بهتر از اون ادما...مهربونتر با معرفت تر و ثابت قدم تر از اونها رو تجربه کنم
تو این د

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1 
آخرین مطالب سایت
تبلیغات
ورود به کانال تلگرام