تمامی مطالب موجود در این سامانه از وب سایت های دیگر و بدون دخالت انسانی جمع آوری شده , لذا تمام مسئولیت آنها بر عهده وب سایت منبع میباشد. مطالب مغایر با قوانین جمهوری اسلامی ایران را از طریق بخش تماس با ما به ما اعلام کنید.


ورود به کانال تلگرام


حال خراب دیشبم  

بدترین شب زندگیم دیشب بود...:(
به حد مرگ رسیده بودم.بیشتر از20بار از خواب پاشدمو بالا اوردم تا ساعت5صبح که بالا
اوردم دیدم باباومامانم دارن بلند بلند میگن فاطمه فاطمه بابام خودشو زودتر رسوند و گفت
فاطمه بابا چطوری؟!وقتی دید حالمو گفت امپول دارم بیارم بزنی منم شروع کردم گریه کردن 
که نه امپول نمیزنم رفت یه قرص برام اورد و خوردم بعدم کمک کردن که بیام پایئن و کنار 
خودشون بخابم...درد من اینا نیس،درد من چیز دیگس...:(

ادامه مطلب  

پرسش شما: آیا دعاهای ما اجابت می شود؟ پس چرا ما نتیجه اش را نمیبینیم؟  

پرسش شما: آیا دعاهای ما اجابت می شود؟ پس چرا ما نتیجه اش را نمیبینیم؟✅پاسخ ساده:بسم الله الرحمن الرحیمسلام علیکمدر رابطه با دعا چند جمله ای عرض میکنم. اگر شخص دعا کننده بر اثر گناهان حجاب نداشته باشد.دعایش مستجاب است. حجاب گناه نیز با توبه خرق می گردد.مثالی میزنم: فرض کنیم فرزندی به مادرش بد میکند و مادر از بدی این فرزند  ناراحت است.اینجا چند مساله مطرح است. ایا این مادر در بد شدن فرزند بی تقصیر است؟اگر مقصر است طبیعی است که عکس العمل این تقصی

ادامه مطلب  

 

میس میم مریض شده، از در خوابگاه بیرون نرفتم نمیدونم چجوری ویروس گرفتم، حالم خوب نبود باهم اتاقی رفتیم کلینیک، فشار ده و سرم و دارو، کلی اتفاق خنده دار موقع وصل کردن سرم افتاد ک الان جون تعریف کردنشو ندارم، الانم از پنج صبح بیدار شدم خوابم نمیبره و از صبح تا نه شب پیوسته کلاس دارم، ینی همون تایم استراحت بین کلاسامم ،کلاس جبرانی دارم، دقیقا همین هفته ک مریض شدم و بزور کلی دارو دوا و امپول تقویتی رو پا شدم.
خداامروز رو بدجوری بخیر کنه

ادامه مطلب  

گذر زمان  

روزای اخر دومین ماه پاییز هم داره میرسه. چقد پاییز برای رفتن عجله داره؟! فصل دوست داشتنی من بمون بمون ... بمون كه با هر بار رفتنت خاطرات من یك سال قدیمیتر میشن. بین این صفحات چیزی به اسم عشق وجود داشت بوی محبت میدن این خاطرات... میترسم چهره ی زیبای مهربانم غبار بگیره

ادامه مطلب  

بلوط  

می دانی؟! جنگل، روحم را تا عمق خاطرات کودکی  می برد؛ جایی که من و پروانه ها هم بازی گندم ها بودیم و سایه سار بلوط، همدم عاشقانه هایم. حالا سال ها خودم را به خواب خرگوشی زده ام تا شاید یک شب بلوط از پشت پرچین خاطرات، ستاره های به خواب رفته ی اصحاب کهف را بچیند و به شب گیسوان این روزهایم بزند. دریغ نه این روز را پایانی است و نه این خواب را ... .

ادامه مطلب  

عشق دوباره بی غرور شدنیه  

میشه بدون توهم خوش بودمیشه دل کند از تو و خاطراتمیشه خاطرات را به دست باد سپردمیشه دیگر برای آن چشم ها نمردمیشه خوشحال شد خندیدمیشه با شبهای دلتنگی سرد شدمیشه تنهایی هم زیر باران قدم زدولی دوباره عاشق شدنبی شکستن غرور نمیشود @ezrayele

ادامه مطلب  

#34  

بازم اون احساسات قدیمی و مبهم...وقتی فقط خودت درگیر اون احساساتی و عکسای اونو با آدمای مختلف میبینی...بازم اون خاطرات قدیمی که فقط خودت توش حبس شدی...و اون دنبال رقم زدن خاطرات جدید با اوناس...
چقد بده احساساتت تو گذشته غرق باشه و خودت اینجا
دوس دارم تغییر کنم!با ورود ی آدم جدید به زندگیم که بتونم دوستش داشته باشم

ادامه مطلب  

ان ال پی و قدرت ناخودآگاه خاطرات گذشته  

ان ال پی و قدرت ناخودآگاه خاطرات گذشته
 
در این مقاله، تاثیرات اطلاعات ذخیره شده در ضمیر ناخودآگاه; بر احساسات افراد و استفاده آگاهانه از این قدرت برای رسیدن به واکنشی خاص از دیگران را بررسی میکنیم.
سالها قبل وقتی کم سن و سال بودید بدون تردید در فعالیت های خانوادگی لذت بخش شرکت می کردید; که لذت دریافتی شما با خود فعالیت در ارتباط بود.
در نتیجه وقتی حالا به شکلی، خاطرات مربوط به آن را در ذهن زنده می کنید، احساسی از نشاط به شما دست می دهد.خاطره

ادامه مطلب  

85. معرفی فیلم: Total Recall  

کارگری به نام "داگلاس" پس از مراجعه به شرکت « ریکال » احساس می کند که جاسوس است و به خودش مشکوک می شود. شرکت "ریکال" خاطرات افراد را با خاطرات جدید عوض می کند و برای آنها گذشته ای می آفریند که دوست داشتند داشته باشند. اما تعویض خاطرات "داگلاس" درست پیش نمی رود و پای او به ماجرا های عجیب و غریبی باز می شود.
منبع: مووی مگ

ادامه مطلب  

آزار  

آیا شما حاضرید برای تهیه شام امشب خود در زباله های دیشب دنبال غذا بگردید؟
پس چگونه حاضر می شوید با جستجو در آشغال های کهنه ی ذهنی، تجربه های فردای خود را بیافرینید؟
رها شدن از دست حرف و سخن کسی که باعث آزار شما شده فقط با بخشیدن آن فرد امکان پذیر است.
با بخشیدن خود و دیگران از دست خاطرات تلخ راحت می شوید و همین آرامش باعث می شود که آنچه را که اتفاق افتاده فراموش کنید.
اکنون زمان آن رسیده که خاطرات خوش، نگاه خوش بینانه و واقع بینانه را به همه ی اب

ادامه مطلب  

انگیزه  

 
می توان زیبا زیست
نه چنان بی احساس که دلگیر شویم از سردی خود
نه چنان بی مفهوم که بمانیم راکد
لحظه ها در گذرند
گرم باشیم ، پر از فکر و امید
سرشار از شادی ، جوانی
عشق باشیم و سراسر گرما
زندگی راهی مملوء از ، رهگذرست
زندگی سرشار از خاطرات خوب و بد است
آرام باش ، زندگی خوب و بدش یکجاست
زندگی ، راه خوشبختی ماست
هر کجا لبخندی بر لب رهگذری ، کاشتی
زندگی آنجاست
بگذر از تلخی ها ، بگذر از خاطرات غمناک
زندگی الان است ، برخیز و بخند
نوشته : رها

ادامه مطلب  

 

شب های برفی پراز ترانه است /پر از شعر های پر شور عاشقانه است /شب های برفی و خاطرات خوب /می زاره تو دل دلداده ها آشوب /هر کسی یاد کسی هر کجا ناکجا میشه /هر پرنده می پره از قفس رها میشه /شب بر آوردن حاجات /آسمون سرخ از داغ مناجات /شب یک رنگی خونه /شب که خنده تو خونه مهمونه /خاطرات شبهای برفی /نداره جایی واسه حرفی /کسی ولی یاد نکرد امشب /دختر کبریت فروش رو شاد نکرد امشب/کسی به فریاد مرد خیابون نرسید/کسی به داد بید مجنون نرسید /کسی به آواره زیر بارون گوش ن

ادامه مطلب  

فیلم  

به فیلم نگاه می کنم
سمت راست من فردی نشسته که همیشه مراجع من است و من درمانگر او. اما سالهاست ما با هم درمانی نداریم...
سمت چپ من استادم نشسته است. من همیشه دانشجوی او هستم و او استاد من. اما سالهاست ما با هم کلاسی نداریم ...
من فیلم را نگاه نمی کنم ... من در فیلم غوطه ور میشوم ...
 خاطرات پشت سر هم از جلوی چشمانم عبور می کنند ... خیلی سریع.
روز اول ابان 95 روز مرور خاطرات تلخ و شیرین من ...
از هر خاطره یک نمونه برای تداعی وجود دارد ...
انجمن لکنت ایران ... انجم

ادامه مطلب  

ّبرپایی نمایشگاه کتاب « حماسه جـــاوید » به مناسبت هفته گرامیداشت دفاع مقدس  

               همزمان با آغاز هفته گرامیداشت دفاع مقدس، از تاریخ 31شهریور تا 7 مهر، نمایشگاه کتابی با عنوان « حماسه جاوید» در حوزه موضوعی دفاع مقدس و در قالب کتاب شعر، کودک، خاطرات، زندگینامه و ... در محل کتابخانه شهدای باقریه پذیرای اهل کتاب و کتابخوانی است. 
                «خاطرات ایران، خاطرات ایران ترابی»، «آن بیست و سه نفر»، «جاده جنگ»، «پایی که جاماند»، «نورالدین پسر ایران»، «لشکر خوبان»، «پوتین های مریم»، « غواص شجاع» و ... برخی از عناوین

ادامه مطلب  

 

ناشر که "یک کاسه گل سرخ" را برای چاپ پذیرفت؛ یک ماه بود که رسول و من از هم جدا شده بودیم. اول زمستان بود و هوا توی شهرک کوهستانی که من آن زمان آنجا ساکن بودم سرد و یخبندان بود. صبح‌ها چای دم می‌کردم و خیلی طول کشید تا توانستم عادت کنم که رسول نان بربری برایم نمی‌آورد که با آش...... دیگر هیچ وقت صبحانه نخوردم. آدم بی‌کار باشد؛ خیلی دلتنگ می‌شود. یک صبح که از خواب بیدار شدم... احساس کردم از شدت دلتنگی نزدیک است، جانم در بشود... رفتم کنار پنجره به این ا

ادامه مطلب  

سلام  

سلام امروز 30 آبان 1395 هست
بعد مدت ها تازه اومدم بلاگفا اما نمیدونم چی به سر بلاگفا اومده آدرس و بلاگ قدیمی و که دوستم بودن می رفتم نگاه میکردم همشون یک سال بیشتر پست نذاشتن بعضی ها کلا پاک کرده بودن وبلاگ هاشون دلم گرفت یک کم دلم براشون تنگ شد با این که مجازی بودن و اما خاطرات زیادی داشتم باهاشون !بلاگفا برای من یاد آور تجربه های تلخی مثل یلدا بود  ....خاطرات شیرین زیادی !
امروز تصمیم گرفتم دوباره بنویسم برای خودم به توصیه بعضی از دوستان.:) میخوام

ادامه مطلب  

دفترهای خاطرات  

چند شبی است مشغول خواندن خاطرات قدیمی در دفاتر مختلفم هستم.راستش بعضی هایشان انقدر بد هستن که دلم نمیخواهد کسی بخواندشان.اصلا اگر حتی یک کدوم از آنها دا بخواند چه حالی بهش دست میدهد...امشب به دفتری رسیدم که پشت سر هم برگه هایش را ریز ریز کردم.بنظرم این دفتر کلا باید پاره شود.هیچ کدام از نوشته هایش ارزش بازخوانی و تجدید خاطرات را ندارد.راستش از خودم خجالت میکشم.چقدر اشتباه...چقدر گناه...
حالا میفهمم خدا چقدر حق داشت که آرزویم را برآورده نمیکرد.


ادامه مطلب  

مرور خاطرات  

سلاااام..
سلام ب خودم روزی ک قراره بعد از مدتها این متنو بخونم..
اینجا مسلما جز خودم مخاطب دیگه ای نداره..
یه زمانی وبلاگ رنگ و رونق داشت، خوانتده داشت..
اما الان دیگه با وجود اینستاگرامو تلگرام کسی سری ب این کلبه ی درویشی نمیزنه..
بگذریم..
غرض از نوشتن مطلب رفع دلتنگی بود..
دلتنگ نوشتن حرفای دل.. دلتنگ نوشتن خاطرات خوب و بد..
هر ازگاهی میام مطالب وبلاگمو میخونم و غرق گذشته میشم ک چقدررررر دلتنگشم.. 
و وقتی میخونمشون حس میکنم ک چقدرررر بچه بودم..
و ا

ادامه مطلب  

 

وابستگی که بی تردید مردود است ...اما دلبستگی چه؟مهم است دلبسته نباشم ... به آدمی ، به اشیا ، به خاطرات ، به افکارم ، به جایگاه م ، به اعتمادی که به من هست ، به خوشنامی ، به این نوشته ها و به هر چیزی که مرا از تو دور میکند ...باز دارم افسرده میشوم ؟یا اثر نشاط است؟ یا اگز از ضابطه عقل وارد شم ، توجیه و فرار است ؟ ... یا که من همینم ؟

ادامه مطلب  

 

عروسکش را وسط باغچه حیاط خانه چال کرد و با یک بیلچه کوچک روی آن خاک ریخته بود اما چند ساعت بعد دلتنگ عروسکش شده بود با همان بیلچه عروسک را درآورده بود...نوشتن در وبلاگی  که  مرده است مثل نبش قبر است اما خاطرات آن برای من عزیز است

ادامه مطلب  

خاطره  

خاطرات را باید سطل سطل از چاه زندگی بیرون کشید 
 
خاطرات نه سر دارند نه ته...!
 
بی هوا میرسند تا خفه ات کنند 
 
میرسند 
 
در میان یک فکر 
 
وسط خیابان 
 
حتی میان یک حرف 
 
سردت میکنند 
 
رگ خوابت را بلدند 
 
زمینت میزنند 
 
خاطرات تمام نمیشود 
 
تمامت میکند ...
 
 
************************
دیروز ۱۸ ابان بود
یه زمانی این ۱۸ برام بهترین حس رو میداد ، روز اشناییمون که همیشه میخواستم روز خاصی برامون باشه 
ولی حالا این روزا بیشتر دلتنگ میشم ، دلتنگ خاطراتی که من

ادامه مطلب  

 

من متنفرم از این که به یادم بیاد یه زمانی افرادی دیگه ای بین ما بودند و تو من و دوست نداشتی من از تمام اون خاطرات از تمام اون لحظات متنفرم!!!! از تموم اون عکس ها که مال اون موقع است!!! از تو اون موقع از من که عاشق بودممممم و صدام در نیومد

ادامه مطلب  

١٢  

ب قول یكی از دوستام ك میگف سالگرد اتفاقای بد یادشه منم چن روز پیش سالگرد ی اتفاق بد بود 
كل روز حالم بد بود و با خودم میگفتم الاناس كه دوباره تكرار بشه 
چقد خوبه ك زمان میگذره و خاطرات كم كم كهنه میشن و آدما بی تفاوت وگرنه معلوم نبود سرمون چی میومد 
خدایاااااا اون روزای بد رو برنگردون

ادامه مطلب  

 

روح و آرامشی که در وبلاگ هست
در  هیچ رسانه ای نیست
تلگرام و.. شبیه یه خیابون شلوغه
اما وبلاگ شبیه یه ساحل آروم و دنجه..
تلگرام گذراست
اما خاطرات وبلاگ موندگاره..
حیف که اونقد درگیر زندگی شدیم که لذت نوشتن تو وبلاگو از خودمون گرفتیم

ادامه مطلب  

خاطرات قشنگ  

تو باشی با من همه چی خوبه
قلبم از عشقت داره میکوبه
صداهای بارون تو گوشم میگه
باید عاشق شد وقتشه دیگه
توی این پیاده روووو شونه ب شونه ی توم
میدونی دوست دارم آره دیوونه ی تووووم
با یاداوری ی خاطره کلی خندیدم.
 عین دیوونه ها میدویدم و تو دنبالم

ادامه مطلب  

80  

امروز من میتونست جور دیگه ای باشه. 
مثلا صبح تازه می رسیدم سنندج. تاکسی می گرفتم و می رفتم در خونش. شاید کمی کنارش می خوابیدم. حرف می زدیم. حرف می زدیم.. و حرف می زدیم... غذا درست می کردیم باهم.. شاید گیتار... کتاب... شعر... و عصر... دقیقا همین ساعت... 5 و نیم غروب... ترمینال بودیم... 
ولی این جوری بود:
با صدای باز شدن در اتاق توسط عموم بیدار شدم. زن عموم صدام کرد و به سختی بیدار شدم. صبحانه مختصر... نون پنیر و شیر داغ... آماده شدیم و راه افتادیم که ناهار خونه ویل

ادامه مطلب  

ادامه 1  

موسیقی اش بهتر شد
همان موزیکی که نمیذاشت چشمام خشک بشه ...
همین ...
خاطرات دردناک ته این موسیقی هم قسمتی از همین امید بی منطق من است وگرنه که شیفت دیلیت این موسیقی برام کمتر از خود کشی نیست ....
یعنی همان سبحان الله همیشگی ام به کار های تو
اما قطع کردن این موزیک جای عیب و ایراد ندارد ...
 

ادامه مطلب  

نود و قلب خوش اومدی!  

بالاخره اومدی . روز دومته و داری تو دل هممون یه جایی برای خودت جفت و جور می کنی ، با خاطرات و لحظه هایی که با خودت داری . امیدوارم همه از ته قلب دوست داشته باشن ، نود و قلب عزیز! و برای همه یکی از بهترین دورانشون باشی
من با تو داستانها دارم ای عزیز ♥

ادامه مطلب  

كتب انتخابي نشت كتابخوان آبان 95  

معرفی کتاب آبان ماه
 
محض اطلاع (تحلیل محتوای جلد هفتم یادداشت‌های عَلَم)
نوشته غلامعلی حدّاد عادل
اتشارات فرارو
227 صفحه
 این کتاب در حقیقت تحلیل جلد هفتم از مجموعه یادداشت‌های اسدالله عَلَم است. یادداشت‌های علم که در دوران وزارت وی در دربار توسط خودش به رشته تحریر در‌آمده به چند دلیل از جایگاه ویژه‌ای برخوردار است. نخست از آن جهت که دوره‌ای طولانی و مهم را در بر می‌گیرد و تقریباً دوازده سال آخر حکومت شاه را شامل می‌شود. دلیل دیگر نزدیک

ادامه مطلب  

ایمیل  

داشتم ایمیلمو مرتب میکردم 
و اضافیا رو پاک میکردم
یهو
چشمم خورد به بعضی ایمیلام
واسه یه لحظه بغض تمام وجودمو گرفت
چشام پر شد از اشک.....
.......
پدرام لعنتی
عکسامونو واس هم فرستاده بودیم............
چقد قربون صدقه ی هم رفته بودیم.....
...
بعضی خاطرات چقدر نامردن.........
تا اشکتو در نیارن دست از سر تو و زندگیت بر نمیدارن.........

ادامه مطلب  

قدرت و سیاست در یک نگاه  

قدرت چیزی است میتوان با آن هر کاری کرد.با قدرت میتوان به دیگران کمک کرد و یا دیگران را اذیت کرد.از قدرت میتوان هم در راه درست و هم در راه نادرست استفاده کرد ولی باید دید فردی که قدرت دارد راه درست را انتخاب میکند یا راه نادرست را؟انتخاب هر کدام از راه های ذکر شده بستگی به شخصیت فرد قدرتمند دارد که با کدام راه مطابقت داشته باشد.سیاست هم کمی شبیه به قدرت است ولی بین این دو یک شباهت وجود دارد و آن انتخاب راه درست و نادرست است که بستگی به شخصیت فرد س

ادامه مطلب  

8  

طرز نگاه آدم و شرایطش خیلی تاثیر داره تو جوری که داستان رو میفهمه!
( عجب حرفی !!!‌ )
ولی برای مثال میتونید طرز نگاه خودتون رو به یه
مسئله توی امسال با سال های قبل مقایسه کنید.
بعد ببینید که چقدر مفهومش فرق کرده براتون .
مثلا این که چجوری هفته پیش پشت تلفن گفتی
که حداقل تا تابستون به اون قطعه فکر نکن.
حالا این هفته که اوشون پاشد رفت گفتی بیا بزنیمش D:
( میدونم که بد مینویسم - طوری که حتی مخاطب
خاص هم متوجه نمیشه منظورم با اونه !!‌ )
( + اگه بخونه تازه ! )

ادامه مطلب  

خیلی اتفاقی(موقت)  

+میدانی! زمان خیلی چیزها را تغییر میدهد. گاه حتی خود آدم ها را. حال که به چند وقت پیش می اندیشم میبینم خیلی چیزها عوض شده. بودن ها !! و حرف هایی که به هیجی مبدل شده اند!   میدانی!راست میگویند ،زمان که بگذرد حتی یادها هم فراموش میشوند. من نیز خاطرات را سپردم به باد... و شاید هم زمان!برده است او یاد من از خاطرش ،قبل آنکه خاطراتش را من سپارم دست باد ......

ادامه مطلب  

 

مهربان ترین قسمتِ زندگیِ هر شخصی؛ 
زمانی ست که آن کسی را که دوست دارد، دوستش بدارد!
منظورم را میفهمی؟
اینکه کسی باشد که تو را آنطور که دلت می خواهد دوست بدارد، می شود مهربان ترین قسمتِ زندگیِ تو... نسبت به تمامِ مسائل خوش بین می شوی، لبخند میزنی، ایده می دهی، فکرت باز میشود و حتا دیگر نسبت به مسائلی که دلت را میزد واکنش نشان نمیدهی!
در دوست داشتن، نیروی عجیبی نهفته است. 
این را وقتی که تو را خیلی دوست داشتم فهمیدم
 
***************************
اه یه شب تنهای

ادامه مطلب  

1  

اینجا اولین وبلاگم نیست و مسلما آخریش هم نخواهد بود . از سوم راهنمایی وبلاگ داشتم و تک تک روزام رو نوشتم . الان آدرس بعضیاشون رو یادم نمیاد متاسفانه . برگشتن به گذشته و خوندن خاطرات میتونه لذت بخش باشه . دو سال اخیر خیلی بهم سخت گذشت برای همین آرشیوش رو پاک کردم . از این به بعد روزهای خوبی تو راهه :) این وبلاگ رو قول میدم پاکش نکنم دیگه . نگه میدارمش نوه هام بیان بخونن :))

ادامه مطلب  

 

محض اطلاع (تحلیل محتوای جلد هفتم یادداشت‌های عَلَم)
نوشته غلامعلی حدّاد عادل
اتشارات فرارو
227 صفحه
 
این کتاب در حقیقت تحلیل جلد هفتم از مجموعه یادداشت‌های اسدالله عَلَم است. یادداشت‌های علم که در دوران وزارت وی در دربار توسط خودش به رشته تحریر در‌آمده به چند دلیل از جایگاه ویژه‌ای برخوردار است. نخست از آن جهت که دوره‌ای طولانی و مهم را در بر می‌گیرد و تقریباً دوازده سال آخر حکومت شاه را شامل می‌شود. دلیل دیگر نزدیکی علم با شخص شاه و دست

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1